|
چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 |
|
دعا یادتون نره... |
 |
|
سلام به همگی.حال و احوالتون چطوره؟؟
اییییییی منم بد نیستم..
راستی با ماه رمضون چی میکنید؟؟خوش میگذره؟؟چه خبرا؟؟روزه هاتونو میگیرید؟؟
راستش من که هفته ای سه روز تهرانم و نمیتونم بگیرم اون ۳ روزو...
بچه کنکوری ها شما چی کردین؟؟ما که گند زدیم.راستش مرحله ی اول چیزی قبول نشدم.رفت برای کنکور عملی.باید اونو بدم تا ببینیم چی میشه.دعا کنید من قبول بشم...
خب تا اینجای تابستون شماها چی کارا کردید؟؟چه برنامه ای داشتین.کلاس ملاس رفتین؟؟ ما هم داریم کلاس ملاس میریم و فعلا مشغولیم.
آخخخخخخخخ یادم رفت قول داده بودم که هر کی تو پست ۳ تا قبلی بیشتر بازی کرده بود بهش جایزه بدم. خب الان رفتم نگاه کردم و دیدم که زینب بیشترین نظر رو واسه بازی داده بود.بهش تبریک میگم.جایزش هم ۱۰۰ تا صلوات به نیتش می فرستم.شرمنده که دسترسی ندارم بهتون تا دستی تقدیم کنم. 
خب دیگه بیشتر از این خستتون نمیکنم.روزه و نماز همگیتون قبول باشه.دعا واسه ی ما فراموش نشه...
بای بای. 
.jpg)
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
تشکر و قدردانی... |
 |
ســـــــــــــــــــــــلام.
حال و احوال چطوره؟؟؟خوب هستید؟؟؟چه خبراااااااا؟؟؟
از همه ی دوستانی که تولد منو تبریک گفتن واقعا ممنونم.

ببخشید که دیر شد ولی بفرمایید اینم از کیک تولد:

بفرمایید اینم یه بستنی خوشمزه:

خب میبینم که کم کمک داره بارون هم میزنه.اینجا که هوا خیلی بهتر شده.شهر شما رو نمیدونم...؟؟؟


چند وقت پیش داشتم دفتر نقاشی دوران راهنماییم رو میدیدم.گفتم چندتا از نقاشی هامو برای شما هم بذارم.البته میدونم خیلی جالب نیستن:



خب دیگه ما فعلا رفع زحمت میکنیم تا آپ بعدی...

|
|
|
|
|
|
| |