« به نام خدا »
سلام به دوستان گرامي
من بالاخره برگشتم بعد از يه مدت طولاني.
بذاريد قضيه نبودنم رو درست و حسابي تعريف كنم...
مدت ها پيش حدودا پارسال دوستي به نام
تينا
پيدا كردم.البته من پيدا نكردم خودش اومد سراغ من.
اول اينكه تقريبا يك سال به ولاگ من سر ميزد ولي هيچ وقت نظري نمي داد.
اون منو شناخته بود ولي من اصلا نمي شناختمش.
يه روز يه مشكلي براش پيش اومده بود كه تصميم گرفت بياد سراغ من.
قضيه اين بود كه اون صميمي ترين دوستش رو از دست داده بود كه جالب اينجاست كه روز تولد من و دوست صميميش يكي بود.دوستي كه اون تو تصادف از دست داده بود.
خلاصه دوستي ما از اونجا شروع شد.الانم خيلي با هم صميمي هستيم.
يه روز كه مشكلي براش پيش اومده بود با من قهر كرد ولي زودي اشتي كرديم.
بعد من تصميم گرفتم كه ننويسم و دليل اصليش اين بود اما مهم تر اينكه برنامه ي عموپورنگ تموم شده و منم موضوع و مطلب ديگه اي ندارم.
و به اصرار شما و دوستم دوباره برگشتم تا ببينم اوضاع چه طوري پيش ميره.شايد هم راجع به مطالب ديگه اي نوشتم.
دوستون دارم.
همين.