|
|
من رضوانه هستم |
 |
|
سلام به دوستای خوب سحر جون ببخشید حاج خانم
من رضوانه هستم دوست و همکلاسی سحر
این آپ واسه اینه که من خودمو معرفی کنم من از سحر اجازه دارم که به وبلاگش سر بزنم
خوب اینار و گفتم که بدونید کی به شما جواب میده
با اجازه راستی اگه پیامی برای سحر دارین بگید من تا چند روزه دیگه می خوام زنگ بزنم براش
خوب دیگه بای   |
|
|
|
|
|
| |
|
|
یه پیشنهاد |
 |
|
سلام بچه ها و بزرگا حالتون خوبه من یه فکری به ذهنم رسید.اگه یادتون باشه کم کم داریم به روز مادر نزدیک میشیم.من امروز یه چیزی یادم اومد.هر سال روز مادر میشه و خبری نیست.گفتم امسال اگه ممکنه بيایم به عمو ایمیل بزنیم و بگیم که برای روز مادر مامانشونو به برنامه و براي تشکر دعوت کنن.نظر شما چیه؟اگه موافقین بیاین همه با هم تا می تونیم به عمو میل بزنیم.تا شاید این فکر عملی بشه.
با اجازه ی دوست گلم ژاله:

 |
|
|
|
|
|
| |
|
|
درد و دل |
 |
|
چه بگویم چه بگویم از این دنیای بی وفا چقدر بی وفا شده هر روز یه اتفاقی برایمان پیش می آید هر روز بهانه ای جدید و هر روز...
همه ی ما منتظریم.منتظر کسی که این بی وفایی ها را از بین ببرد.کاش زودتر بیاید و همه به آرامش برسیم.از خدا می خواهم مرا از یاران او قرار دهد و مرا بنده ی خوبش بداند.می دانم من زیاد بنده ی خوبی نبودم و گاهی سستی کردم.منو ببخش اگه بد بودم.
بچه ها و شايدم بزرگا تو رو به خدا اگه از من بدی دیدید منو ببخشید می دونم به بعضی هاتون بدی کردم.باور کنید بعدش پشیمون شدم.
امروز خیلی دلم شکسته.خیلی ناراحتم.برام دعا کنید بنده ی خوبی بشم.می خوام زودتر برسه زمانی که همه ی بدی ها از بین بره.
کاش زودتر بیاید.دلم خیلی گرفته.وقتی به گذشته ی خودم نگاه می کنم شرمنده می شم.
بچه ها اگه خدا بخواد ۲۶ همین ماه دارم می رم خونه ی خدا.خیلی برام دعا کنید منم فراموشتون نمی کنم.خیلی دلم براتون تنگ میشه.فقط دعا کنید بتونم برم.فقط حیف که برای تولد عمو نیستم.اگه خدا بخواد یه جشن کوچولو تو وبلاگم می گیرم بعد میرم.همتونو دوست دارم.حلالم کنید.بای


با اجازه ي دوست خوبم ژاله:


|
|
|
|
|
|
| |
|
|
گل گفتی |
 |
|
سلام بچه ها حال همگیتون خوبه؟می خواستم یه نکته ای رو بگم.اگه امروز برنامه ی عمو رو دیده باشید عمو یه حرف خیلی خوب زد.در بین ما افرادی هستن که ممکنه به دلایلی شماره ی عمو رو داشته باشن.و از سر دلسوزی این شماررو به دوستای نزدیکشون بدن.من چند وقت پیش متوجه شدم که اون کسایی که به عمو زنگ زده بودن عمو از دستشون خیلی ناراحت شده بود.چون همون طور که خودش گفت این یک وسیله ی شخصی و متعلق به حریم شخصی عمو هست و ما نباید به اون دخالت کنیم.درسته ممکنه با خودمون بگیم که داریم به دوستمون خوبی می کنیم در صورتی که خبر نداریم مرتکب خطا و اشتباه شدیم و می دونید که اگر شخصی راضی نباشه دچار گناه شدید.پس یه خواهشی داشتم می دونم بین شما تعدادی هستن که شماره ی شخصی عمو رو دارن خواهشاْ این شماره رو به هیچ یک از دوستاتون ندید چون اگر عمو راضی نباشه شما گناه کردید.اگر خود من هم داشته باشم حق ندارم اونو به کس دیگه ای بدم اصلاْ حق ندارم که تماس بگیرم.و شما هم از این به بعد تماس نگیرید اگه شماره دارید و از دوستاتون نخواهید که به شما شماره بدن.فقط در صورتی می تونید از دوستاتون شماره بگیرید که اونا راضی باشن.می تونید شماره ی خودشونو با اجازه ی خودشون ازشون بگیرید تا در مواقع ضروری باهاشون تماس بگیرید.ممنون که به حرفام گوش کردید.از این به بعد سعی کنید بیشتر این مسائل رو جدی بگیرید.



 |
|
|
|
|
|
| |